افزایش جمعیت شهری ، مشکلات متعددی را به وجود آورده است که از آن جمله می توان به تغییر کاربری اراضی کشاورزی ، کاهش منابع آبهای زیر زمینی و سرمایه گذاریهای سنگین برای خدمات زیربنایی شهرها اشاره نمود. رشد جمعیت شهری که عمده این رشد به دلیل مهاجرت از روستا به شهر بوده، یکی از تحولات مهم در شهرها می باشد. اگر چه تغییرات در افزایش جمعیت شهری ریشه‌های متفاوتی دارد و برای مثال مسائلی از قبیل مسائل اقتصادی ، سیاسی و … در این تغییرات تاثیر می‌گذارند. مسلماً  افزایش جمعیت شهری اثر مستقیم بر شکل روابط و فعالیت‌های مناطق و اثرات مهمی در نحوه فعالیت و معیشت مردم خصوصاً شهروندان و تازه شهرنشینان خواهد داشت.  افزایش جمعیت شهری از ابعاد مختلفی قابل بررسی است.در این نوشتار سعی می شود افزایش جمعیت شهری و اثرات فضایی و کالبدی آن با تکیه بر استان آذربایجان غربی مورد بررسی قرار گیرد.

شهر چیست؟  

در تعریف شهر اتفاق نظری وجود ندارد و در تعاریف بیان شده بر مواردی نظیر تعداد جمعیت، نوع فعالیت های اقتصادی، حوزه اداری و موارد دیگری اشاره شده است لیکن در بعد جهانی برای شناخت شهر از روستا بیشتر بر تعداد جمعیت تاکید شده است. با توجه به کم وکاستیهای مربوط به تعاریف شهر، تاکید بر نقش شهر (نوع کارکرد) بهتر ما را در شناخت شهر و تمایز قائل شدن بین آن و روستا هدایت می کند. بدین معنی که در شهرها نقشهایی وجود دارد که روستاها فاقد آن هستند. بنابراین در شناخت شهر به دو کارکرد بیشتر توجه می شود؛ یکی اینکه شهرها کارکرد غیر کشاورزی دارند و دوم اینکه اغلب شهرها به تولید کالا و بیش از آن به مبادله کالا می پردازند؛ یعنی اینکه فعالیت های غیر کشاورزی بر اقتصاد شهر غلبه دارد. با توجه به موارد ذکر شده، در برخی کشورها در شناخت شهر از روستا کارکردهای اقتصادی به همراه میزان جمعیت اساس کار قرار می گیرد. بنابراین تاکید بر یک عامل در شناخت شهر کفایت نمی کند.

از نظر یک مهندس معمار، شهر عبارتست از مکانی قابل زیست که از تعدادی ساختمان، خیابان، سیستمهای لوله کشی آب و گاز و تسهیلات دیگــر تشکیل شده است. طبق قانون، شهر یک تقسیم بندی سیاسی است که معمولاً دولت مرکزی آنرا تعریف و تعیین حدود می‌کند. از نظر اقتصادی، محدوده اقتصادی یک منطقه شهری مهمتر از بقیه مسائل می‌باشد. بنابر این در تجزیه و تحلیل مسائل بیشتر به این مسئله توجه می‌شود. در بیشتر کوششهایی که برای تعریف بنیادی و اساسی شهر شده دو ملاک در نظر گرفته می‌شود.

۱) تعیین حداقل اندازه شهر از نظر جمعیت            ۲) تعیین حد نصاب برای چگالی جمعیت

بنابر این، به طور کلی شهر منطقه‌ای است که نسبت تولید و سایر عوامل تولید به زمین، بیشتر از نواحی همجوار خود می‌باشد.

نگاهی به روند شهرنشینی و دیدگاههای مربوط به آن

اساسا شهر تبلور فضایی عملکردهای انسانی و در راستای برطرف کردن نیازهای او می باشد. بنابراین در هر دوره و زمانی، با توجه به دانش و علم بشر، نیازها و خواسته‌های او، شرایط اجتماعی- اقتصادی، و سیاسی- ایدئولوژیکی، سکونتگاههای مرتبطی بوجود می‌آیند و به نوعی در خدمت رفع نیازهای بشری قرار می‌گیرند (هر چند در برهه‌هایی از زمان یا در بعضی از تفکرات، شهر مایه بدبختی بشر شناخته می‌شود). اولین سکونتگاهها به شکل روستاهای سنتی بودند و جدیدترین آنها یعنی ابرشهرها با بیش از ۱۰ میلیون نفر جمعیت در پهنه این کره خاکی ایجاد شده‌اند. از نظریات مربوط به پیدایش شهر اگر بگذریم، می‌بینیم که تا قبل از انقلاب صنعتی شهرها کارکرد اداری-سیاسی و بعضا مذهبی یا تجاری داشته اند. در این دوران ( ماقبل صنعتی شدن )، شهرها اغلب کم جمعیت ( بزرگترین شهر قبل از انقلاب صنعتی را مربوط به دوران امپراطوری روم می دانند و گاهی جمعیت آن را تا یک میلیون نفر نیز گفته‌اند)، کم تراکم و دارای ابعاد انسانی بوده‌اند. 

از انقلاب صنعتی به بعد ساختار قبلی شکسته می‌شود و به نوعی شهر کانون تولید و سرمایه میگردد. برخلاف دوران ماقبل صنعتی که شهرها در کانون مجموعه‌های کشاورزی و روستایی شکل می‌گرفتند و موتور محرکه آنها مبتنی بر تولیدات روستایی و مازاد تولیدی و اقتصادی آنها بود. در این دوران این شهر است که عمل تولید را، آن هم تولید کالای صنعتی بعهده می‌گیرد. این شهر است که سرمایه و نیروی کار را به سوی خود جذب می‌کند و کانون تولید و تمرکز اقتصادی منطقه و نواحی اطراف خود می‌گردد.

نکته ای که در اینجا باید اشاره شود اینست که با شکل گیری انقلاب صنعتی و پیدایش تب و تاب تولید صنعتی، بهره‌وری و سود حاصل از کار صنعتی بر بخش صنعت پیشی می‌گیرد و بخش کشاورزی را به رقابت فرا می‌خواند. در این میان بخش کشاورزی نیز برای ایجاد توان رقابتی، تکنولوژی صنعتی را به خدمت می‌گیرد. و اینجاست که نیروی انسانی مازاد بخش کشاورزی راهی جز پیمودن مسیر شهر، و انتخاب اشتغال در بخش صنعت را به عنوان نیروی کار و در واقع کارگر روزمزد ندارد.

روند شهرنشینی شتاب می‌گیرد و در کشورهای اروپای غربی(کانون انقلاب صنعتی بویژه انگلستان پیشرو صنعتی شدن) قرن ۱۹، قرن شکل گیری شهرهای بزرگ، متراکم و آلوده شکل می گیرد. آلودگی ناشی از دود کارخانه‌های صنعتی و فاضلاب آنها که در اوایل از آن بنام طلای ناب یاد می‌شد و ساکن شدن مهاجران روستایی در کنار این مکان‌ها چهره‌ اسف باری را بوجود آورده بود.

به نقل از کتاب دکتر شکوئی” در نیمه اول قرن نوزدهم، در شهر منچستر انگلستان، دود کارخانه‌ها و تاسیسات صنعتی به فضای شهر تصویری می‌داد که تا آن زمان در تاریخ شهرنشینی دیده نشده بود. با اهمیت و شهرت یافتن این فضای شهری، مشتاقان انقلاب صنعتی، صنعتگران، دانشمندان و بازرگانان از چهار گوشه جهان به شهر منچستر آمدند تا چشم انداز شهری را که حاصل انقلاب صنعتی بود ببینند.”

انقلاب صنعتی در واقع یک انقلاب شهری جدید نیز محسوب می‌شد چراکه با اولین گام صنعتی شدن شهرها به سرعت رشد می‌کردند و مملو از جمعیت می‌شدند. بطور مثال شهر منچستر ( اولین شهر صنعتی جهان) از جمعیت ۱۷۰۰۰ نفر در سال ۱۷۶۰ به جمعیت ۳۰۳۳۸۲ نفر در سال ۱۸۵۱ رسید. افزایش جمعیت و تراکم در شهرها درحالی صورت می‌گرفت که به موازات این افزایش جمعیتی، خدمات شهری، بهداشت و درمان و آب آشامیدنی سالم در همان سطح قبلی بود و این بیانگر وضعیت اسف‌بار زندگی در دوران اولیه صنعتی شدن است. و این زندگی اسف‌بار نیز مختص کارگران صنعتی و فقرای شهری بود. آلونک‌ها و خانه های آلوده و غیر بهداشتی در جوار کاخانه‌های کثیف، محل زندگی توده‌های مردم بود. و در اینجا بود که مفهوم آزادی در سالهای متمادی قرن نوزدهم بویژه ۷۰ سال اول، رهایی از محیط‌های کثیف و بیماری زا بود.

اهداف برنامه‌ریزی شهری که امروزه مطرح می‌باشد بویژه در شهرهای جهان سوم، به تفکرات رفورمیستی در شهرهای اولیه صنعتی برمیگردد که با حفظ ساختار و نظام موجود، بدنبال تامین حداقل شرایط بهداشتی-درمانی و خانه‌سازی برای توده مردم بودند. بنوعی نیز این تفکرات ( با توجه به دیدگاههای رادیکاها، سوسیالیستها و آنارشیستها) از شگردهای سرمایه‌داری در حفظ ساختار و وضعیت فعلی می‌باشد که با دادن امتیازاتی در برهه‌های خاص زمانی، آشوب‌ها و اعتراضات بر علیه خود را فرو می‌نشاند. یکی از اهداف اصلی برنامه ریزی شهری ساماندهی جمعیت شهری و تامین رفاه و آسایش برای شهروندان می باشد، و مطالعه روند افزایش جمعیت شهری و مشکلات مربوط به آن می تواند راهگشای بسیاری از مسائل مربوط به شهرها باشد.

روند تحول جمعیت شهری در جهان

جمعیت شهرنشین جهان از ۲۷ میلیون نفر در سال ۱۸۰۰ میلادی به ۸۶/۲ میلیارد نفر در سال ۲۰۰۰ ( به بیش از یکصد برابر ) رسیده است و پیش بینی می شود که رقم مزبور تا سال ۲۰۳۰ به حدود ۹۸/۴ میلیارد نفر بالغ شود. در کشورهای در حال توسعه ، افزایش جمعیت شهری هر چند با تاخیر زمانی صورت گرفت ، ولی به دلایل ساختاری_ بخصوص به دلیل وابستگی اقتصادی به کشورهای توسعه یافته _ شتاب بیشتری یافته است .

 سازمان ملل در سال ۱۹۹۶ کنفرانس مهمی درباره سکونتگاههای بشری در استانبول برگزار نمود. آمار تهیه شده برای این کنفرانس حاکی از آن است که تا سال ۲۰۲۵ از کل جمعیت شهری جهان ۸۰ درصد به کشورهای پیرامونی اختصاص خواهد بافت.

 یکی از خصوصیات جمعیت شهری در دهه های اخیر پیدایش ابر شهرهایی است که هر کدام بیش از ده میلیون نفر جمعیت را در خود جای داده اند. در سال ۱۹۵۰ تنها یک مورد از این دست وجود داشته است ( نیویورک ) که تا سال ۱۹۷۵ به پنج شهر ( نیویورک ، مکزیکوسیتی ، سائوپولو ، توکیو ، شانگهای ) و تا سال ۱۹۹۵ به چهارده شهر افزایش یافته است . در کشورهای جهان سوم تعداد این گونه شهرهای غول آسا _ که در سال ۱۹۷۵ تنها سه مورد بوده است – به ده مورد در سال ۱۹۹۵ افزایش یافته است . پیش بینی می شود از ۲۶ ابر شهر سال ۲۰۱۵ ، بیست و دو مورد به این گروه از کشورها اختصاص داشته باشد. امری که مشکلات زیادی را در زمینه های مدیریتی ، زیست محیطی ، اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی به وجود می آورد.

علل افزایش جمعیت شهری

در کشورهای توسعه یافته بسیاری از جغرافیدانان و جامعه شناسان در ارتباط با علل افزایش جمعیت شهری از عوامل دوگانه جذب و دفع نام برده اند. به گونه ای که به طور نمونه ، پیترهاگت کاهش نیاز به کارگران زراعی در نتیجه بهبود فن آوری کشاورزی و همچنین روی آوردن از کالاهای مواد غذایی به دیگر کالاها را از عوامل دافعه و اقتصاد متراکم همچنین مضربهای مالی شهر ( اعم از فعالیتهای پایه و غیر پایه ) را از عوامل جاذبه ، بر می شمارد. ( پیتر هاگت ، ۳۶-۱۳۵). 

ولی در مورد کشورهای در حال توسعه تفکیک عوامل مذکور به شرح زیر ، ارائه شده است:

الف_ عوامل دفع در نواحی روستایی

۱-   ایجاد تغییراتی همچون احداث یک سد و یا کشت محصولات جدید و یا تغییر مالکیت

۲-   خطراتی همچون : افت میزان محصول ، آتش سوزی ، خشکسالی ، چرای بیش از حد

۳-   نبود زمین کشاورزی و احساس ناتوانی کشاورز

۴-   فقر و گرسنگی

ب _  عوامل جذب در نقاط شهری

۱- افزایش سطح تحصیلات و یا افزایش سطح توقع برای زندگی بهتر

۲- افزایش درآمد ( بخصوص از طریق کار در کارخانجات که درآمدش بیش از کشاورزی است ) .

۳- دسترسی بهتر به خدمات ( آب ، برق ، درمانگاه و مدرسه و غیره ….)

۴- سهولت تهیه غذا

۵- اعتقاد به این باور که افراد زرنگ در شهرها زندگی می کنند. ( ۱۹۳ ، ۱۹۹۹ ، chapman)

تحلیلگران اقتصاد سیاسی بر چنین استدلالهایی خرده می گیرند و آن را ناشی از دیدگاه کارکردی و اثبات گرایانه می دانند. این تحلیلگران می کوشند تا با ژرف نگری ، به بیان ریشه ها و علل تفاوتهای بین شهر و روستا بپردازند و آن را در ارتباط با پدیده وابستگی و پیامدهای نظام سرمایه داری جهانی و تقسیم بین المللی کار قرار دهند. این نویسندگان اظهار می دارند ،« کشورهای رشد یافته و نیافته ، جدا از هم پدید نیامده اند و توسعه یکی در ارتباط کامل با دیگری صورت گرفته است…اگر تشکیلات اجتماعی و اقتصادی در جهان سوم مشروط به توسعه سرمایه داری شده باشند ، بافتهای شهری نیز تحت تاثیر پدیده های مشابهی قرار دارند ، همین استدلال به اختراع اصطلاح شهرنشینی وابسته توسط کاستلز (۱۹۷۷) و این گفته هاروی (۱۹۷۳) منجر شد که شهرنشینی جهانی در محاصره الگوهای گردش اقتصاد جهانی قرار دارد… شکلهای متفاوت شهری در چنین اقتصادی جای دارند.»

کاستل ضمن تحقیقاتی که در مورد شهرنشینی در آمریکای لاتین به عمل آورده ، آن را ناشی از وابستگی می داند . فرض او ، آن وابستگی است که با استعمار شروع شده و در زمان حال به وابستگی امپریالیستی انجامیده است.( سینجر ،۸۲)

افزایش جمعیت شهری در ایران

ایران نمونه ای از کشورهای در حال توسعه است که با پدیده شهری شدن در ابعاد عظیمی مواجه است. به گونه ای که طی چهل سال اخیر جمعیت ایران در مقیاس بالاتری از نرخ متوسط رشد جمعیت در جهان ، بسرعت افزایش یافت و به دنبال خود مهاجرت روستایی و شهرنشینی را توسعه داد. در سال ۱۳۷۵ در کل کشور ۸/۳۶ میلیون نفر در ۶۱۴ نقطه شهری زندگی می کردند. افزایش جمعیت شهری در دهه ۱۳۷۵-۱۳۶۵ بالغ بر ۱۰میلیون نفر بوده است.درصد رشد جمعیت شهری در این مدت ۳/۴ بوده است که از افزایش جمعیت کل کشور پیشی گرفته است.مقایسه میان نرخ رشد شهرنشینی ایران با کشورهای در حال توسعه نشان می دهد که نرخ رشد این کشورها در این مدت ۵/۳ بوده است. اینگونه افزایش جمعیت به سبب فشار فزاینده شهرها و نظارت نابرابر منابع و دسترسی ناعادلانه به آنها و فقر ، افت کیفیت محیط زندگی بسیاری از شهروندان را به اوج رسانده است . در نتیجه رشد لجام گسیخته شهری ، تغییر کاربری های زمین و توسعه شهری ، مسکن قشرهای کم درآمددر نواحی حاشیه ای که در برابر مخاطره های طبیعی و مخاطراتی با منشا انسانی  آسیب پذیر است گسترش یافته است.

حاشیه نشینی

یکی دیگر از تبعات افزایش بی رویه جمعیت شهری بوجود آمدن سکونتگاههای غیر رسمی می باشد.برای بررسی این موضوع ابتدا به تعریف حاشیه نشینی و بعد از آن موضوع حاشیه نشینی در استان بطور خلاصه بررسی می شود. مناطق زاغه نشین ، آلونک نشینی ، کپرنشین ، گودنشین و در مفهوم گسترده تر حاشیه نشینان بخشهای مورد غفلت واقع شده ای از شهر هستند که فاقد حداقل شرایط متعارف و مطلوب زندگی و مسکن می باشند .اصولا” در این مناطق مهاجران فقیر و اقشار کم درآمد جوامع روستایی اولین خانه و محل مأوای خود را در آنجا بنا نموده و شروع به جستجو برای یافتن کار و شغل مناسب و وارد شدن به سیستم اقتصاد غیررسمی می کنند. محل استقرار عمده حاشیه نشینان در همجواری مناطق صنعتی یا مبادی وردی شهرها و یا در کنار کارگاهها و صنایع پایین دست واقع شده اند که اغلب این سکونتگاهها بسوی اراضی حاشیه ای شهر که ارزش بسیار کمی دارند واقع شده اند و این مناطق غالبا” در نقاط پست جغرافیایی و یا دامنه تپه ها و یا در مسیلها و حرایم رودخانه ها و یا تاسیسات واقع گردیده اند . این مناطق بواسطه موقع و مقر طبیعی بطور مستمر در معرض خطرات احتمالی حوادث طبیعی قرار داشته اند واز نظر فیزیکی واجتماعی رو به زوال بوده و شرایط بد مسکن و مشکلات و معضلات اجتماعی و اقتصادی و عدم برخورداری از خدمات و تسهیلات شهری شرایط فوق العاده نامناسب رابرای زندگی ساکنان در این محلات  فراهم نموده است. از جمله مناطق دیگری که می توان به آن اشاره نمود بافتهای فرسوده و مرکزی شهرهای بزرگ می باشند که معمولا” مورداستفاده جوامع قومی و نژادی بوده و از وضعیت فعلی بدون هر گونه تغییر در جهت استفاده بهینه از امکانات و خدمات مورد استفاده قرار می گیرد. از خصوصیات ویژه و بارز این مناطق می توان به وجود جمعیت جوان، اختلاف قابل ملاحظه شرایط زندگی  محلات با سایر نقاط شهر و محلات آن و تنشهای اجتماعی و در نهایت رشد بدون برنامه و بی قاعده این سکونتگاهها اشاره نمود. 

از طرفی دیگر می توان اسکان غیررسمی را بدین شکل نیز تعریف نمود که منطقه مسکونی که بدون مطالبه قانونی برای دریافت زمین و یا اجازه از سوی مقامات مربوطه برای ساختن خانه توسعه یافته است . جهت بیان مفهوم  و ارائه اشکال متفاوت اسکان غیررسمی می توان به عبارتهای سکونتگاههای افراد کم درامد ، سکونتگاههای آلونکی ، خودرو ، غیرمجاز ، کنترل نشده و در نهایت سکونتگاههای نابسامان اشاره کرد.

بطور کلی وجود محله های حاشیه نشین ضمن ایجاد تضاد طبقاتی و تشدید آن در فضای تعاملات باعث می شود که در محلات مذکور بر تعداد افراد  ناتوان مالی افزوده شده و این امر عموما توام با نیروهای دافعه اجتماعی می باشد که سبب دوری سایر طبقات اجتماعی از این کانون ها خواهد گردید . از سوی دیگر با شکل گیری این مراکز در پیرامون و درون بافت فرسوده شهری افزون بر جدایی محله های متعارف شهر از محله های حاشیه نشین به طور اعم به صورت یک مانع فیزیکی و موجود از گسترش محله های دیگر شهر به آن سو جلو گیری می کند و نهایتا به عنوان محدودیت توسعه در برنامه های آتی نظام شهری تلقی خواهند شد . با فرض این اثر گذاری، ارزش اقتصادی زمین های مجاور در قیاس با سایر اراضی شهرباز قیمت پایینی برخوردار خواهد بود و گستره مناسب را جهت جذب سایر مهاجران کم درامد را فراهم می اورد .

از عوارض دیگر مراکز اسکان غیر رسمی ایجاد تراکم نامناسب جمعیت و ساختمان در انجاست که به دلیل وجود کاربری مسکونی بیش از متعارف و نبود خدمات و شبکه دسترسی مناسب ، تراکم جمعیت در این محله ها بالا میرود . این مراکز همچنین به دلیل اقدامات خودانگیخته ساکنین عموما فاقد تاسیسات زیر بنای بوده و غالبا به دلیل خارج بودن از محدوده قانونی و یا ساخت و سازهای غیر مجاز هیچ یک از دستگاههای خدمات رسان تمایل به ارائه خدمات ندارند . کاربرد غیر بهینه زمین پیامد تمام موارد صدرالذکر بوده و بافت خودرو ، دسترسی نامناسب ، فقدان خدمات و تاسیسات و … بیانگر عدم استفاده از زمین در جهت تامین نیازهای ساکنین می باشد و زمین یعنی تنها عامل غیر قابل جایگزین در چرخه طبیعت که با ایجاد محله های اسکان غیر رسمی و نبود هرگونه برنامه ریزی کالبدی – اجتماعی ، کارایی بهینه خود را از دست می دهد و با تبدیل به قطعات کوچک هر گونه برنامه ریزی را مشکل میسازد.

اثرات حاشیه نشینی  بر ساختار فرهنگی و اجتماعی شهرها

جهت بررسی اثرات اسکان غیر رسمی بر ساختار فرهنگی و اجتماعی شهرها لازم است موضوع را از منظر درونی به معنای کارکرد سازمان اسکان غیر رسمی با اجزایی درونی و از دیدگاه بیرونی به مفهوم تعامل سازمان با محیط پیرامون و یا به عبارتی دیگر بازتاب متقابل گروههای اجتماعی در فضای شهری را مورد کنکاش قرار داد .

داشتن احساس تعلق اجتماعی ،به رسمیت اجتماعی شناخته شدن ، هویت یابی شدن از سوی اجتماع جدید ، ساختار ویژه فرهنگی و باور های قومی و در نهایت ترکیب و ساختار جمعیتی انها از جمله مباحث و مسایل مرتبط با افراد و یا کسانی هستند که در مناطق حاشیه نشین اسکان دارند .افراد و گروههای مذکور برای اینکه بتوانند رسما در ساختار جدید اجتماعی جای برای استقرار و سکونت خود مهیا نمایند ، ضروری است که نسبت به ان سازمان جدید احساس تعلق و وابستگی داشته باشند و از طریق آن اجتماع هویت جدید خود را تعریف نمایید . تحقق این فرایند پیچیده منوط به داشتن مولفه های مشترک فرهنگی مانند زبان ،قومیت ، نژاد ، سنت و ارزشهای است که در صورت وجود مشترک می تواند زمینه ساز تحقق آن باشد .

از سوی دیگر بررسی تعامل دو بخش رسمی و غیر رسمی از دیدگاه شکل گیری هویت های دوگانه و تقابلی خود و دیگری و روابط اجتماعی رسمی و کنشهای و واکنشهای از قبیل بازتاب فرهنگهای و سنتهای بومی قابل بررسی میباشد . در این راستا اساس تفکیک اجتماعی و جدایگزینی آن در هر جمعهای به شکل هویت های تقابلی دوگانه بین هویت خود و دیگری تبلور می یابد.

بر اساس مطالعات میدانی به عمل آمده و گستردگی ویژگیهای قومی و فرهنگی استان آذربایجانغربی میتوان اظهار نمود ، که تکثر در ویژگیهای فرهنگی و باور های سنتی متعدد ، همواره تقابل بین دو بخش رسمی و غیر رسمی سکونتگاهها را بهمراه داشته و بازتاب ان را می توان با انزوای اجتماعی و اقتصادی که زمینه ساز نابرابریها میباشد تلقی نمود .در این میان مهاجرانی که از نقاط روستایی مهاجرانی که از نقاط روستایی و یا از شهرهای کوچک استثنا به مراکز شهرستانها نقل مکان نموده اند به واسطه داشتن خصیصه های فرهنگی و قومی خود و اصرار به حفظ و نگه داری ان که عموما شامل نوع پوشش ، مراسم ازدواج و سایر روابط درون گروهی می باشد ، دچار انزوای اجتماعی شدید شده که این مهم گستره تولید چرخه های فقر و رفتار های ضد اجتماعی را توسعه داده و نهایتا سرمایه های اجتماعی و اعتماد شهروندی را که از عوامل ضروری برای تعاملی سالم در شهر می باشد رابه چالش خواهد کشاند . بطوریکه در بسیاری از موارد تعاملات میان مردم و گروههای ساکن در حاشیه و بافت رسمی تکرار نمی شود و در نتیجه هیچ انگیزشی جهت بسط روابط متقابل پدید نمی اید .با تاکید بر این نکته که در وضعیت فعلی تعاملی مناسب و در خور شان انسانی در چارچوب فضایل اخلاقی به لحاظ پذیرش و روابط اجتماعی سالم به شدت مورد تهدید بوده و مقوله روابط درون سازمانی و ایجاد تشکلهای قومی و گتوهای محلی بر مبنای ویژگیهای قومی و فرهنگی از خصیصه های مناطق حاشیه نشین میباشد .

از جمله واقعیت های انکار ناپذیر می توان به پایین بودن میزان سطح سواد و مهارتهای شغلی و همچنین بالا بودن میزان ناهنجاریهای اجتماعی تاکید نمود . با نگاه اجمالی می توان دریافت که مراکز اسکان غیر رسمی به لحاظ برخورداری از تاسیسات رفاهی و خدمات شهری  در شرایط نامطلوبی بسر برده و این مهم سبب گردیده که حاشیه و پیرامون شهرها به عنوان مراکزی الوده و مستعد انواع بیماریهای گردیده و عملا این مناطق از جمله مناطق الوده از نظر خاک ، اب و محیط فیزیکی محسوب می شوند .

با این تصور می توان اظهار داشت که با تغییر رویکرد اساسی در سه بخش توزیع ، نگهداری و برنامه ریزی کاربری با اهداف ذیل در جهت ساماندهی سکونتگاهها ی غیر رسمی اقدام نمود .

۱ . تخصیص منابع اعتباری بلند مدت جهت تامین اراضی مورد نیاز اقشار کم توان

۲ . ساماندهی اراضی دولتی ( سازمان ملی زمین ) در جهت استفاده بهینه به منظور تامین بخشی از خدمات عمومی در کانون های غیر رسمی

۳ . ایجاد ساختار مناسب حقوقی به منظور حمایت از حق مالکیت مشروع

۴ . انعطاف پذیری نظام متمرکز برنامه ریزی شهری با استفاده از اصل مشارکت پذیری

راهبردها

     افزایش جمعیت شهری عوارض نامطلوبی به بار آورده است که این عوارض در شهرهای میلیونی و بخصوص در شهرهایی مثل تهران به نهایت خود رسیده است و بیم آن می رود که در مراکز ناحیه ای کوچکتر هم تکرار شود.راهبردهای عمده ای که می توان در این ارتباط ارائه نمود به شرح زیر می باشد:

الف) توجه بیشتر به بخش کشاورزی و توسعه روستایی در برنامه های کلان

   پژوهشگران و کارشناسان بین المللی در این زمینه اظهار می دارند :

تا زمانی که تفاوتهای بین شهر و روستا باقی است ، مردم در تلاش برای بهره مندی از مدارس و خدمات اجتماعی بهتر ، فرصتهای درآمدی بالاتر ، تسهیلات فرهنگی ، شیوه های نوین زندگی ، فن آوری های نوین و پیوندهای نزدیکتر با جهان , راه مهاجرت را در پیش خواهند گرفت.( مرکز آمار ایران ، ۱۱۳ و ۱۱۴ ،۷۲)

ب ) تقویت نقش شهرهای کوچک و میانه اندام

این موضوع می تواند « ضمن مقابله با جاذبه شهرهای بزرگ ، از طریق ایجاد نظم سلسله مراتبی در خدمات رسانی به نقاط روستایی ، کمک موثری به توسعه روستایی نیز بنماید.(ارجمندنیا ،۲۳)

این مورد آمده است :« سیاستهای واقع بینانه در جهت رشد شهری سعی بر آن دارد که مسیر این رشد را از شهرهای اصلی به شهرهای کوچکتری که به مناطق روستایی نزدیکترند ، برگرداند و  سرمایه گذاری در امکانات زیر بنایی و خدمات عمومی را از شهرهای ناحیه ای باز گرفته و در جهت پشتیبانی از بازارها و صنایع کوچکی که پیوندهای روستایی نیرومندی دارند ، سوق دهد.( گزیده مسائل اقتصادی _ اجتماعی ،۷۴ )

تحلیل امر مهاجرت و الگوهای اشتغال در ۲۲ شهر کوچک برزیل نشان می دهد که با فراهم شدن امکاناتی در شهرهای کوچک ، توقفی در مهاجرتهای روستایی بوجود می آید.( شکوئی ،۴۱۴)

فهرست منابع و مآخذ:

-       اچ، پولارد، روشهای تحلیل جمعیت، ترجمه هـ .آقا، ع، ر آیت اللهی، م.سیف، ر.عباسی، م.ک.منصوریان، مرکز نشر دانشگاه شیراز، چاپ چهارم، ۱۳۸۰

-       برنامه پنجساله دوم توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی (۷۸-۷۴) سازمان ملی زمین و مسکن، دفتر برنامه‌ریزی مسکن

-       برآورد نیروی انسانی و اشتغال، گروه مطالعات امور اقتصادی سازمان مدیریت آذربایجان‌غربی، ۱۳۸۲

-       بولتن اقتصاد مسکن، وزارت مسکن و شهرسازی، سال سوم، شماره یک، ۱۳۷۲

-       جدیدی میاندشتی، مهدی، گزارش اقتصاد شهری و شهرداریها، انتشارات سازمان شهرداریهای کشور، چاپ اول، ۱۳۸۲

-       خزاقی، سید حسین، نگاهی به برنامه سوم بخش مسکن، فصلنامه اقتصاد مسکن، شماره ۲۹

-       دفتر شهر و روستا استانداری آذربایجان‌غربی

-       رزاقی، ابراهیم، آشنایی با اقتصاد ایران، نشر نی، چاپ اول، ۱۳۷۶

-       سازمان مسکن و شهرسازی آذربایجان‌غربی، طرح توسعه و عمران شهرستان ماکو

-       سالنامه آماری استان آذربایجان‌غربی ۱۳۸۱

-       سالنامه آماری استان آذربایجان‌غربی ۱۳۸۲

-       سالنامه آماری استان آذربایجان‌غربی ۱۳۸۳

-       سند توسعه اشتغال، گروه مطالعات اقتصادی، سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی آذربایجان‌غربی، ۱۳۸۴

-       سیف‌الدینی، فرانک، مبانی برنامه‌ریزی شهری، تهران، آییژ – ۱۳۸۱

-       شهرداریهای شهرهای استان

-       عابدین  درکوش، سعید، درآمدی به اقتصاد شهری، مرکز نشر دانشگاهی، تهران چاپ چهارم ۱۳۸۷

-       فتاحی، جواد برنامه‌ریزی زمین برای مسکن، پایانه کارشناسی ارشد، دانشگاه شهید بهشتی، ۱۳۸۰

-       مرکز آمار ایران، بازسازی و برآورد جمعیت استان آذربایجان‌غربی

-       مرکز آمار ایران، سالنامه آماری کشور ۱۳۵۵

-       مرکز آمار ایران، سالنامه آماری کشور ۱۳۶۵

-       مرکز آمار ایران، سالنامه آماری کشور ۱۳۷۵

-       مرکز آمار ایران، سرشماریهای عمومی نفوس و مسکن استان آذربایجان‌غربی، ۱۳۵۵

-       مرکز آمار ایران، سرشماریهای عمومی نفوس و مسکن استان آذربایجان‌غربی، ۱۳۶۵

-       مرکز آمار ایران، سرشماریهای عمومی نفوس و مسکن استان آذربایجان‌غربی، ۱۳۷۵

-       مشهدی‌زاده دهاقانی، ناصر، تحلیلی از ویژگیهای برنامه‌ریزی شهری در ایران، مرکز انتشارات دانشگاه علم و صنعت، چاپ دوم – ۱۳۷۴

-       مطیعی لنگرودی، سید حسن، برنامه‌ریزی روستایی با تاکید بر ایران، جهاد دانشگاهی مشهد، چاپ اول، ۱۳۸۲

-       مطیعی لنگرودی، سیدحسن، جغرافیای اقتصادی ایران، جهاد دانشگاهی مشهد، چاپ اول، ۱۳۸۱

-       مهندسین مشاور معمار عرش، امکان سنجی ارتقای محیط شهری و توانمندسازی ساکنان سکونتگاههای غیر رسمی ارومیه با دیدگاه شهرنگر، ۱۳۸۴